گاه‌شمار واقعه کربلا و روز دهم محرم ۶۱ هجری- اخبار رسانه ها – اخبار تسنیم

به گفته گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روز دهم محرم را عاشورا می‌خوانند؛ واژه‌ای که پیش از اسلام و درون دوره جاهلی وجود نداشته هست. حتی درون کلام عرب غیر از «عاشوراء» کلمه‌ای بر وزن فاعولاء وجود ندارد. بعضی از واژه‌شناسان، عاشورا را کلمه‌ای عبرانی و عربی شده واژه عاشور دانسته‌اند. عاشورا درون زبان عبری ازبرای نامیدن روز دهم ماه تشری (ماه یهودی) به کار می‌رود. بعضی روز عاشورا را سالگرد روزی می‌دانند که حضرت موسی دریای سرخ را شکافت و به همراه پیروانش از آن عبور کرد. از امام باقر نقل شده که روزه درون عاشورا قبل از واجب شدن روزه ماه رمضان معمول بوده، ولی پس از آن ترک شده هست. با این حال همان‌شکل که درون زیارت عاشورا آمده بنی‌امیه این روز را مبارک خواندند و اکنون بعضی از اهل سنت نیز روزه گرفتن درون این روز را مستحب می‌دانند. ولی این روز ازبرای شیعیان و بسیاری از اهل سنت و حتی پیروان ادیان غیراسلامی روز حزن و اندوه و سوگواری هست. حوادث روز عاشورا و اتفاقات پیش و پس از آن را با هم مرور می‌کنیم.

وقایع صبح تا غروب روز عاشورا

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک، واقعه کربلا به حساب گاه‌شماری شمسی روز ۲۱ مهر سال ۵۹ هجری شمسی بوده هست.

اذان صبح؛ ۵:۴۷ بامداد

امام حسین پس از نماز صبح ازبرای اصحابش، سخنرانی و آن‌ها را به صبر و جهاد دعوت کرد. سمت مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و پس از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

۶ صبح

امام حسین دستور داد تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خاربوته‌ها پر کنند تا پس آن را آتش بزنند و مانع از هجوم سپاه از پشت سر بشوند.

۷ صبح

کمی پس از طلوع آفتاب امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه‌روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند ازبرای آن‌ها خطبه‌ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام نامه نوشته‌اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آن‌ها وی را دعوت نکرده‌اند؟ آن‌ها انکار کردند. امام نامه‌هایشان را به سمت آن‌ها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آن‌ها تمام کرده هست. یکی از سران جبهه مقابل از امام پرسید به چه دلیل حکم ابن‌زیاد را نمی‌پذیرد و آن‌ها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی‌رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروف‌شان را فرمودند: «الا و ان الدعی بن الدعی قد رکز میان اثنتین میان السلة و الذلة و هیهات مناالذلة … فرد پستی که پسر فرد پست دیگری هست، من را میان کشته شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور هست.» سخنرانی امام حدوداً نیم ساعت طول کشیده هست.

۸ صبح

چند نفر از اصحاب خطاب به کوفیان سخنان مشابه امام گفتند؛ ازجمله بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن‌خوان‌ها)ی کوفه بود و زهیربن قین. پس از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر و فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که درون گذشته عضو خوارج بودند.

۹ صبح

شمر به عمر سعد پرخاش کرد که به چه دلیل این‌قدر تعلل می‌کند؟ عمر سعد نخستین تیر را به سمت سپاه امام رها کرد و خطاب به لشکریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من نخستین تیر را رها کردم.» پس از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «این‌ها نماینده این قوم هستند. ازبرای مرگی که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست، آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام درون این تیرباران کشته شدند. (تعداد شهدا درون هجوم اول ۵۰ نفر ذکر شده هست.)

۱۰ صبح

پس از تیراندازی، «یسار»، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن‌زیاد از لشکر کوفه ازبرای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام‌حسین نگاهی به وی کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده‌ای باشی»؛ عبدالله آن دو نفر را کشت، البته انگشتان دست چپش قطع شد.

پس از این نبرد تن به تن، هجوم سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین هجوم کرد؛ ولی حبیب و یارانش درون برابر وی ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها هجوم را دفع کردند. همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌ هجوم برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمان رفتند. خود شمر درون این هجوم زخم برداشت و پس از عقب‌نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیرانداز فرستاد که دوباره سپاه امام را تیرباران کردند و درون پی آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را ۵۰ نفر و ابن‌شهرآشوب ۳۸ نفر ذکر کرده هست. نخستین شهید، ابوالشعثا بود که هشت تیر انداخت و پنج نفر از دشمن را کشت. امام وی را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام هجوم کنند که زهیر و ۱۰ نفر به آن‌ها هجوم کردند.

۱۱ صبح

پس از این حملات، امام‌ دستور تک‌تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم به میدان برود. یکی از نخستین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه پس از وی کشته شد. حبیب بر سر بالین وی رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین را نشان داد و گفت: وصیت من این مرد هست. یک دفعه هم هفت نفر از اصحاب امام‌ درون محاصره واقع شدند، حضرت عباس محاصره آن‌ها را شکست و نجات‌شان داد.

اذان ظهر؛ ساعت ۱۲:۵۰

حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد، چون که نوشته‌اند امام خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد ازبرای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به وی گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمی‌شود؟» و به جنگ وی رفت ولی از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب شهید شد. امام از شهادت حبیب متاثر شد و ازبرای نخستین‌دفعه درون روز عاشورا گریست؛ رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.» امام‌ نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌ اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعیدبن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. درون آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»

ساعت ۱۳

۳۰ نفر از اصحاب امام تا وقت نماز زنده بودند و پس از این ساعت شهید شدند. پس از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی‌هاشم رسید. نخستین نفر، حضرت علی‌اکبر، پسر امام‌حسین بود. البته بعضی عبدالله بن مسلم بن عقیل را نخستین شهید بنی‌هاشم می‌دانند که ظاهرا جناب عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت وی بر جوانان بنی‌هاشم گران آمد، دسته‌جمعی بر اسب سوار شده و به دشمن هجوم بردند. امام آن‌ها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید؛ به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

ساعت ۱۴

عاقبت امام حسین و حضرت عباس تنها ماندند. عباس اجازه میدان خواست ولی امام وی را مامور رساندن آب به خیمه‌ها کرد. دشمن میان دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور درون حالی که با شجاعت تمام تلاش درون آوردن مشک آب ازبرای زنان و کودکان داشت درون محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه‌قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام ازبرای دومین دفعه پس از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود: «اکنون دیگر پشتم شکست

ساعت ۱۵

امامبه سمت خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره‌پاره کرد و پوشید تا بعدا درون وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره‌اش علی‌اصغر را به میدان برد تا وی را سیراب کند که به تیر حرمله شهید شد. امام به میدان رفت ولی کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ۱۰ نفر به مقابله امام آمدند. پس از شهادت امام، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد. درون مقاتل نوشته‌اند زمانی که امام درون آستانه شهادت بود کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود؛ اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن دوید و به سمت مقتل امام آمد؛ وی را درون بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر

اذان عصر؛ ساعت ۱۶:۰۶

وقت شهادت امام را وقت نماز عصر گفته‌اند. شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» حمیدبن مسلم گوید: «درون این حال سنان بن انس هجوم برد و نیزه درون قلب امامفروبرد…»

ساعت ۱۷

پس از شهادت امام عده‌ای پوشش‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته‌اند تمام این افراد بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند. غارت عمومی اموال امام حسین و همراهانش شروع شد. عمر سعد ساعتی پس دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی ازبرای خیمه‌ها گذاشت. یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع پس از شهادت امام به کربلا رسید و ازبرای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد. نزدیک غروب آفتاب سر امام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه ازبرای ابن‌زیاد ببرد. پس به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند.

اذان مغرب؛ ساعت ۱۸:۴۹

درحالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس میان مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛ به چه دلیل که من بهترین مردمان را کشته‌ام

منبع:صبح نو

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌ها

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *