پراو

برجام صنعت هسته ای را ۷ تا ۱۰ سال به عقب برد/ صنعت هسته ای در رکود قرار دارد/ برای برگشت به شرایط سال ۹۲ حداقل دو تا سه سال زمان نیاز است

۲ بهمن ۱۳۹۶

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه پراو، صنعت هسته ای کشورمان در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ پیشرفت روز
افزونی را شاهد بود تا اینکه پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و آغاز مذاکرات هسته
ای به یکباره چرخ این صنعت از حرکت ایستاد و در پسابرجام نیز با توجه به تعهدات
پذیرفته شده می توان گفت که این چرخ به عقب برگشت.

حال و پس از گذشت ۴ سال حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان، در
مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: «مذاکره با آمریکا دیوانگی است» اما باید پرسید که
چه میزان ضرر متحمل صنعت هسته ای کشورمان شده است تا در نهایت به گذاره فوق رسیده و
به درس عبرتی برای کره شمالی تبدیل شده ایم و امروز نیز در سالگرد دو سالگی برجام مشاهده می کنیم هم چرخ سانتریفیوژها از چرخش باز ایستاد و هم چرخ زندگی مردم پنچر شده است!

بر همین اساس با مهندس حسین آبنیکی از مدیران
ارشد سابق صنعت غنی سازی کشور ، رییس مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی ایران و نزدیک
ترین دوست و همکار شهید احمدی روشن در خصوص اثرات برجام بر صنعت هسته ای ایران و
همچنین وضعیت فعلی سایت هسته ای فردو و راکتور اراک به گفت‌وگو پرداخته ایم که به نظر خوانندگان
محترم می رسد:

به نظر
حضرتعالی برجام بدون حضور آمریکا معنی خواهد داشت؟ در حال حاضر برخی از مسئولان
اظهار داشته اند که در صورت پایبندی اروپایی ها به برجام در آن باقی خواهیم ماند و
آمریکا را منزوی خواهیم کرد.

ثبات و حضور برجام در حالی اتفاق می افتد که تمام طرف ها به
آن پایبند بمانند. علی رغم اینکه آمریکایی ها از ابتدا تا به امروز بارها برجام را
نقض کرده و عملا آن را کنار گذاشته اند اما می خواهند که ما متعهد به برجام بمانیم
و تعهدات خود را رسما اجرا کنیم. در مرحله بعد نیز از همین برجام عدول خواهند کرد
به این معنا که در خصوص مفاد این قرارداد دوباره مذاکره خواهند کرد ، بازرسی ها را
به مراکز نظامی توسعه داده ، برخی از محدودیت ها را از نظر زمانی نا محدود کنند و مذاکرات
را به مباحث موشکی و منطقه می کشانند.

با توجه به این موارد اینکه ما بگوییم در صورت خروج آمریکا
از برجام ما در آن باقی می مانیم عملا بازی کردن در پازلی است که آنها طراحی کرده
اند چرا که آنها علاقمندند ایران به تعهدات خود به صورت کامل عمل کند و خود از زیر
بار تعهدات شانه خالی کنند. بنابراین چنین منطقی به هیچ وجه درست نیست و برجام
باید با حضور تمام طرف ها ادامه پیدا کند و یا همه آن را کنار بگذارند. ما به هیچ
وجه نباید بپذیریم که آمریکایی ها از برجام خارج شوند و ما با اروپایی آن را ادامه
دهیم.

بنابراین آمریکایی ها باید در برجام حضور داشته باشند و از
طرفی بایست جلوی نقض عهد های مکرر آن ها را گرفت و در این زمینه فعال باشیم.

واکنش
ایران در برابر نقض عهدهای طرف مقابل بایستی چگونه باشد؟

ما باید اقدامات متقابل و متناسبی را در برابر نقض عهدهای
طرف مقابل به کار بگیریم و آن ها را اجرا کنیم. این موضوع هم در مصوبه مجلس و هم
در مصوبه شورای عالی امنیت ملی بیان شده است تا بازدارندگی لازم را در این خصوص
داشته باشد.

اما نکته ای که در این زمینه حائز اهمیت می باشد مبحث
اقتصاد مقاومتی است. در حال حاضر موضع آمریکایی اعمال تحریم های بیشتر و مذاکره
مجدد به بهانه های مختلف در سایر حوزه ها می باشد اما پاشنه آشیلی که آنها از
ایران سراغ دارند مباحث اقتصادی است و قصد دارند در حوزه اقتصاد فشار آورند تا
نتیجه آن را در میز مذاکرات بگیرند.

با این وجود ما باید اقتصادی داشته باشیم که در برابر تحریم
ها و فشارهای بین المللی دوام آورد و فشار اقتصادی به مردم منتقل نشود. اهمیت این
مسئله بسیار زیاد است و رهبر معظم انقلاب نیز به آن اشاره داشته اند. چنانچه این
موضوع را جدی بگیریم دستمان پر خواهد بود ، تحریم ها اثر خود را نخواهند گذاشت و
شرایط به نفع ما پیش خواهد رفت.

یکی دیگر از نکات مهم در برابر دشمنی و تحریم های غربی ها
حفظ انسجام ملی است چرا که آمریکایی ها مایل هستند دوباره دوقطبی ای در کشور ایجاد
کنند که عده ای خواهان مذاکره مجدد و عده ای مخالف آن باشند. این موضوع باید به
صورت جدی در کشور بیان شود که ما یک مرتبه مذاکره کرده ایم و امروز زمان اجرا است.
بنابراین با در نظر گرفتن چنین مسائلی ما می توانیم منافع کشور را دنبال کنیم.

در هنگامی
که قانون آیسا توسط آمریکا تمدید گردید، رئیس جمهور دستوراتی را خطاب به رئیس
سازمان انرژی اتمی صادر کرد و خواستار تحقیق توسعه در حوزه پیشران های هسته ای شد.
به نظر شما این دستورات تا به امروز به چه میزان عملی شده است؟

آمریکایی ها تا کنون به صورت مکرر برجام را نقض کرده اند و اگر بنا بود بر اساس قانون
مجلس و دستورات رهبری در حوزه برجام عمل
کنیم باید اقدامات متقابلی را انجام می دادیم و همانطور که فرمودید پس از تحریم
های آیسا دستوراتی نیز به سازمان انرژی اتمی برای فعالیت در حوزه پیشران ها داده شد.
اما در حال حاضر نه در حوزه رسیدن به ۱۹۰ هزار سو و نه در حوزه پیشران های هسته ای در ظاهر اتفاقی نیفتاده است
و البته گزارشی نیز هنوز به مردم داده نشده است. با این حال حتی اگر اتفاق عملیاتی
قابل توجهی هم رخ داده باشد از آنجا که بازتاب بیرونی صورت نگرفته عملا فاقد نتیجه
است چرا که اقدام متقابل ما باید بازتاب بیرونی داشته باشد تا طرف مقابل را وادار
به عقب نشینی کرده و مانع نقض های مکرر برجام شود.

وضعیت
سایت هسته ای فردو در حال حاضر چگونه است؟ آقای علی باقری از اعضای تیم مذاکره
کننده هسته ای در دولت قبل اخیرا آن را به زمین فوتسال تشبیه کرده اند.

سایت هسته ای فردو با توجه به آنچه که ما در برجام پذیرفته
ایم عملا از حیز انتفاع ساقط شده است و نمی توان از آن با عنوان سایت هسته ای نام
برد. در حال حاضر تعدادی سانتریفیوژ در آن جا مشغول به کار است بدون اینکه کار غنی
سازی را انجام دهد و البته بر روی ایزوتوپ های پایدار نیز کارهای تحقیقاتی انجام
می شود و به عنوان یک سایت هسته ای نمی توان روی آن حساب کرد.

به نظر
شما برجام ، صنعت هسته ای ما را تا چه اندازه عقب برد؟

به بخش قابل توجهی از دستاوردهای هسته ای که در دهه ۸۰ و
اوایل دهه ۹۰ بدست آمد خسارت های جدی وارد شده است. بخش هایی همچون شبکه تامین
گسترده ماشین های سانتریفیوژ که در داخل کشور ایجاد شده بود، مقدار مواد غنی شده
۳ونیم درصد و ۲۰ درصد، راکتور اراک که پیشرفت قابل توجهی داشت و در سال ۹۶ باید
شاهد بهره برداری از آن می بودیم و … از مواردی است که که در پسابرجام و سال های
اخیر از بین رفت و عقبگرد زیادی در این زمینه داشتیم.

شرایط ما در حوزه
صنعت هسته ای در سال ۹۶ شبیه شرایط ما در سال ۸۸ است و به نوعی میتوان گفت که برجام
ما را در صنعت هسته ای حدود ۷ تا ۱۰ سال به عقب برده است. البته لازم به ذکر است
که صنعت هسته ای در دنیا طی سال های گذشته پیشرفت قابل توجهی داشته است و ما در
این سال ها زمان برای انجام کار های جدی را از دست داده ایم و از پیشرفت در این
صنعت جا مانده ایم.

در حال
حاضر مشاهده می کنیم که کشورهایی همچون تایوان،عربستان،امارات و … سرمایه گذاری
گسترده ای در حوزه فعالیت های هسته ای انجام می دهند اما متاسفانه چنین فعالیت
هایی را در کشورمان و به واسطه وجود برجام مشاهده نمی کنیم. به نظر شما چنین رکودی
در صنعت هسته ای چه آسیبی را در آینده می تواند به کشورمان متحمل کند؟

هر کشوری که در دنیا به دنبال پیشرفت در صنعت و اقتصاد است
بایستی روی به صنعت هسته ای آورد برای مثال یکی از مهمترین ابزارها برای پیشرفت در
کشاورزی، صنعت هسته ای است ضمن اینکه سرریز این دانش خود به خود سایر فناوری ها را
تحت تاثیر قرار خواهد داد. دنیا نیز در این خصوص در حال سرمایه گذاری هستند و اکنون
شاهد پیشرفت کشورهایی مانند عربستان، مصر، امارات و … هستیم پس متوجه می شویم که
تنها ما به دنبال این صنعت نبوده ایم.

ایران نیز تا سال ۹۲ از کشورهای منطقه پیشرفته تر بود و هیچ
کشوری توان رقابت با ما در حوزه های مختلف صنعت هسته ای را نداشت. ما راکتور اراک
را خودمان طراحی کردیم و در حرکت به سمت این بودیم که تا سال ۹۶ و ۹۷ و در حوزه راکتور های آب سنگین و آب سبک حرف های
فراونی در دنیا بزنیم. در سایر اجزا و ابعاد صنعت هسته ای نیز در حال پیشرفت بودیم
که البته با توافق برجام این مسیر با عقبگرد رو به رو شد و متاسفانه در عرصه
اقتصاد هم دستاورد قابل توجهی در پی نداشت و امیدواریم روزی این مسیر متوقف شود و
ما این زمان از دست رفته را جبران کنیم.

در دوران
پسابرجام چه فعالیت هایی در حوزه طراحی و ساخت ماشین های جدید غنی سازی انجام شده
است؟

طراحی ماشین های غنی سازی جدید از قبل ادامه داشت و آنچه که
طی این سالها رونمایی شد کارهایی بود که از قبل شروع شده بود و از اوایل دهه ۹۰ ما
بر روی انواع ماشین های غنی سازی کار می
کردیم. از سال ۹۲ به بعد روند کار و تحقیق بر روی ماشین های نسل بالاتر با توجه به
محدودیت های برجام کند شد .

همچنین ما برای نتیجه گیری از ماشین های غنی سازی جدید ،
طبق محدودیت های پذیرفته شده در برجام
باید حدود ۸تا۱۰ سال منتظر بمانیم این در حالی است که در گذشته چنین محدودیتی وجود
نداشت و ما می توانستیم زودتر به نتیجه برسیم بنابراین روند تحقیقات خود به خود کند
می شود. ماشین هایی که روند تحقیقاتی آنها از پیش از سال ۹۲ آغاز و پس از آن هم
ادامه دارد بسیار کند پیش می رود و ما پیشرفت های شگرفی را در این سالها شاهد
نبودیم و رکودی را بر کل صنعت هسته ای کشور مشاهده می کنیم.

آقای
صالحی معتقدند که در صورت خروج از برجام ما می توانیم بلافاصله به شرایط خود در
پیش از برجام برگردیم و حتی برخی از فعالیت ها ۳ روزه از سر گرفته می شوند. به نظر
شما این ادعا تا چه میزان با واقعیات منطبق است؟

ما باید چند موضوع را از هم تفکیک کنیم. اول اینکه آیا
برجام توانسته است دانش فنی صنعت هسته ای را از جوانان ایرانی بگیرد؟! قطعا چنین
اتفاقی نیفتاده است. در برخی از حوزه ها برای مثال ما دو زنجبیره را به هم وصل
کنیم و غنی سازی ۲۰ درصد را انجام دهیم با توجه به زنجیره هایی که مانده در چند
هفته می توانیم آن را انجام دهیم.

اما واقعیت این است که ما ۱۹ هزار سانتریفیوژ داشتیم و حدود
۱۳ هزارتا از آنها را به انبار بردیم و بخش قابل توجهی در همین مسیر ضربه دیدند و
قابل استفاده نیستند و نمیتوان استفاده کرد. بخشی از آنها را نیز به جای
سانتریفیوژهای خراب شده استفاده کردیم بنابراین تعداد ماشین های ما در حال حاضر
بشدت کاهش پیدا کرده است و ذخیره اندکی داریم.

در طی این ۴ سال می بایست نطنز و فردو به حداکثر ظرفیت خود
می رسیدند و کار می کردند در حالی که چنین وضعیتی مشاهده نمی شود و زنجیره های آماده
استفاده، سوخت های ذخیره شده ،کارخانه های سازنده سانتریفیوژ از دست رفته و تیمی
نیست که کار کند. در سال ۸۸ نیز دو الی سه هفته زمان برای انجام غنی سازی ها زمان
صرف شد اما در حال حاضر حجم زیادی از دستاوردهای صنعت هسته ای را از دست داده ایم
که اگر بخواهیم آن ها را به دست آوریم زمان قابل توجهی نیاز است.

تامین کنندگان قطعات ماشین های غنی سازی که در این کار حرفه
ای شده بودند و در حال حاضر به دلیل نبود کار از بین رفته اند و اگر بخواهند
دوباره به این عرصه برگردند سال ها زمان خواهد برد . در حال حاضر سوخت راکتور تهران
رو به پایان است و وقتی تمام شود ما مجوز ساخت اورانیوم ۲۰ درصد نداریم و باید از
خارج وارد کنیم. ما می توانیم دوباره ساخت زنجیره غنی سازی ۲۰ درصد را از سر
بگیریم اما زیر ساخت های فراوانی را از دست داده ایم و بسیاری از فعالیت ها در
حالت رکود قرار دارند.

آیا بیش از ۲۰۰ کیلو اورانیوم ۲۰ درصد نیز در عرض ۳ روز
تولید خواهد شد؟! آیا بیش از ۱۰ تن اورانیوم ۳ونیم درصد در عرض ۴روز تولید خواهد
شد؟!دستاوردهای ما که تنها زنجیره ۲۰ درصد نبوده است. آیا ۱۳ هزار ماشینی که به
انبار رفت و بخش اعظمی از آنها از بین رفت می تواند دوباره و در عرض ۳ روز تولید می
شود؟!آیا کارخانه ای که می توانست سالانه ۱۰ هزار ماشین غنی سازی تولید کند یک
روزه راه می افتد؟!

متاسفانه ده ها و صدها تامین کننده قطعات صنعت هسته ای که
در گذشته با ما کار می کردند در حال حاضر ورشکست شده اند و از این صنعت خارج شده
اند و نمی توان در عرض چند روز دوباره آنها را وارد این عرصه کرد. اینکه ما به
گوشه ای از صنعت هسته ای اشاره کنیم و بگوییم هیچ اتفاقی برای صنعت هسته ای ما
نیفتاده است کاملا نادرست است. بسیاری از صنعت هسته ای در طول این چندسال از بین
رفته ، بسیاری در رکود قرار گرفته است و نمی توان در عرض چند روز یا چند ماه آنها
را برگرداند.

ما در اغلب کارها بایستی زمان نسبتا طولانی را طی کنیم.
برای مثال آن زنجیره تامینی که در حدود ۸ سال طول کشید تا بتوانیم آنهارا پیدا
کنیم و به سطح کیفی مورد نظر برسانیم اگر
بخواهیم دوباره شروع کنیم بایست همان زمان را بگذاریم و نمی توان نقشه را به تولید
کننده داد تا دوباره برای ما تولید کنند و تقریبا آن شبکه تامین کننده قطعات به
طور کامل از دست رفته و برای تشکیل دوباره آن ها باید زمانی حدود ۷ ساله را به کار
گیریم.

از طرفی بسیاری از همین افراد با توجه به اینکه نتیجه
فعالیت خود را دیدند حاضر نیستند دوباره وارد چنین صنعتی شوند و بسیاری نیز با
توجه به تجربه همین افراد حاضر به ورود به این صنعت نیستند. ما اگر بخواهیم به
شرایط سال ۹۲ برگردیم در اکثر حوزه ها حداقل ۲ تا ۳ سال زمان می خواهیم و تازه پس
از آن به شرایط سال ۹۲ ربر میگردیم و معنای آن این است که ما ۷ سال را از دست داده
ایم و آنچه سال ۹۲ داشتیم را سال ۹۹ خواهیم داشت و دوره ای حدود ۷ تا ۱۰ ساله در صنعت
هسته ای کشور به عقب برگشته ایم.

نکته تاسف آور این است که در قبال چنین تعهدات و عقب گردهای
صنعت هسته ای در اقتصاد اتفاق خاصی صورت نگرقته است و حاصل آن نقض برجام توسط
آمریکایی هاست و امروز هم آن را قبول ندارند به دنبال مذاکره مجدد هستند تا تعهدات
جدیدی را به ایران تحمیل کنند و طرف مقابل جری تر از گذشته به دنبال گرفتن
امتیازات بیشتر است. تقسیم کاری نیز بین خودشان انجام داده اند و اروپایی ها نقش
پلیس خوب و آمریکایی ها نقش پلیس بد را بازی می کنند تا سیاست های خود را پیش برده
و عملا ایران را وارد تحریم ها و تهدید های جدیدی کنند.

اگر ایران نیز بخواهد در این فضا حرکت کنند چیزی جز تعهدات
بیشتر عایدش نخواهد شد و در نهایت منجر به عقب نشینی گام به گام خواهد شد بنابراین
نتیجه آنچه امروز بدست آمده از بین رفتن صنعت هسته ای در قبال “هیچ” است.

شرکت های
کوچک تامین کننده قطعات زنجیره هسته ای کشور در حال حاضر چه وضعیتی دارند؟آیا
آماری از میزان ورشکستگی این شرکت ها و تعداد افراد بیکار شده دارید؟

وقتی ما در زمینه هسته ای فعالیت خود را کاهش دهیم این شرکت
ها نیز نمی توانند فعالیتی در این زمینه انجام دهند و یا ورشکست می شوند و یا
تغییر فیلد می دهند و به حوزه دیگری وارد می شوند و در نتیجه ضرر مالی و بیکاری
قابل توجهی به این شرکت ها وارد می شود. همچنین نیروهای داخل صنعت هسته ای نیز با
چنین مشکلاتی رو به رو بوده اند و علی رغم اینکه در چند سال گذشته استخدامی در این
صنعت رخ نداده است بخش قابل توجهی از نیروها نیز از این صنعت خارج شده اند.

بخاطر اینکه این شرکت ها محرمانه هستند نمی توان آمار دقیقی
از ورشکستگی آنها داد اما تعداد قابل توجهی از آنان از بین رفته اند و گردش چندصد
میلیاردی آنان در طول یک سال در حال حاضر یا به صفر رسیده و یا در رکود بوده اند.
تقریبا می توان گفت حدود ۹۰ درصد شرکت هایی که تا پیش از سال ۹۲ در صنعت هسته ای
فعالیت کردند در حال حاضر ورشکست شده و یا حوزه فعالیت خود را تغییر داده اند.

مسئولان
از پایان بازطراحی راکتور اراک با کمک چینی ها خبر دادند در حالی که در ابتدا سخن
از حضور اروپایی ها در این حوزه بود. آیا چین فناوری پیشرفته در این زمینه را
دارد؟

در ابتدا بحث شد که در چارچوب برجام، غربی ها فناوری راکتور
های جدید هسته ای را به ایران انتقال دهند اما اکنون مشاهده می کنیم به جای اینکه
طرف فرانسوی در حوزه هسته ای با ما همکاری
کند ترجیح می دهد وارد خودروسازی شود!

آمریکایی ها نیز گفتند ما وارد این توافق می شویم اما نه به
عنوان کمک بلکه برای کنترل و نظارت بر قرارداد باز طراحی راکتور اراک، در نهایت نیز
می توانند دانشمندان و تکنولوژی ما را شناسایی کنند و بستری برای جاسوسی آنها
فراهم می شود.

تنها طرف چینی حاضر شد در این حوزه با ما همکاری کند که آن
هم با فراز و نشیب فراوانی همراه بود تا در نهایت مسئولان تصمیم گرفتند طرف ایرانی
خود بازطراحی راکتور اراک را انجام دهد و طرف های چینی و آمریکایی تنها نقش نظارتی
در این قرارداد داردند. البته چینی ها فعالیت های محدودی را در این زمینه انجام
خواهد داد.

در نتیجه خودمان قلب راکتور را در آوردیم، تخریب کردیم و
حال دوباره آن را بازطراحی می کنیم و طرف مقابل نقش نظارتی دارد و به ما دستور می
دهد که چگونه آن را طراحی کنیم و هیچ انتقال فناوری خاصی از طرف غربی ها به ما
اتفاق نخواهد افتاد. چینی ها نیز بعید است نقش علمی و فناوری گسترده ای داشته
باشند و همان نقش نظارتی خود را انجام خواهند داد. ما تعهدات خود را خیلی سریع
انجام دادیم اما مذاکرات جهت بازطراحی حدود دو سال زمان برد و در ابتدا چینی ها
نیز مبلغ بالایی را در خواست کردند ، با این وجود انتقال فناوری روز دنیا که بنا
بود توسط اروپایی ها به ما منتقل شود صورت نمی پذیرد.

اگر بنا بود فناوری روز دنیا به ایران انتقال شود باید
کشورهایی همچون فرانسه و یا آمریکا وارد کار می شدند که چنین اتفاقی نیفتاد و عمده
فعالیت ها در این زمینه توسط تیم ایرانی انجام خواهد شد تا مشخص شود حتی در
پسابرجام نیز کشورهای اروپایی و غربی حاضر نیستند کمکی را در این خصوص به ما کنند.

*گفت و گو از: احسان اشرفی